تغییر برند ایران آنکارا به نیلگام

گشت و گذار در جزیره کاکاتو (Cockatoo)، سیدنی

۱ خرداد ۱۳۹۶

جزیره کاکاتو نشسته در وسط بندر سیدنی مکانی است که جزو میراث جهانی می باشد و کلی تاریخ در آن نهفته است. در جستجوی حقیقتی درباره گذشته تاریک جزیره مثل پاسخ استرالیایی ها به معمای زندان آلکاتراز، پا در مسیر متهمان جزیره کاکاتو  می گذاریم.
زمانی خود استرالیا هم زندان بزرگی تصور می شد که با انتقال هزاران زندانی بریتانیایی بین سال های ۱۷۸۸ تا ۱۸۶۸ انجام شد و در ۲۳ فوریه ۱۸۳۹ شصت زندانی بعد از این که فرماندار جورج گیپس به این نتیجه رسید که جزیره کاکاتو مکان مناسبی برای یک زندان جدید است، به این محل منتقل شدند. امروزه این جزیره پذیرای توریست ها، مسافران یک روزه خانوادگی و محلی های طبقه مرفه سیدنی است که می آیند در بار آن لبی تر کنند و پیتزا نوش جان کنند.
بعد از ۱۵ دقیقه حرکت با قایق از بندر دارلینگ، به جزیره می رسید که دوبار زندان بوده، محل مدرسه دخترانه بوده، محل بزرگ ترین کشتی سازی استرالیا بوده و حالا مکانی ثبت شده جزو میراث جهانی است زیرا ارزش تاریخی زیادی دارد. چند مسیر پیاده روی هم تاریخ آن را معرفی می کند.
اولین ساختمانی که دیدم، ساختمان مهندس ها و مغازه خدمات کفن و دفن بود؛ مکان صنعتی بزرگی که تیرهای فولادی و آجر داشت و بوی کبوتر و غبار از آن بیرون می زد. این بنا در دهه ۱۸۵۰ ساخته شد و برخلاف این که محل ماشین آلات بوده و خالی، مکانی جذاب است که دلت می خواهد دوربینت را بیشتر داخلش بچرخانی و عکس های صنعتی شیک بگیری.
از یک در آبی کوچک رد شدم که مرا به یاد آلیس در سرزمین عجایب انداخت؛ چشمم را با دقت باز نگه داشته بودم تا علامت های راهنمای قرمز رنگ را گم نکنم و خیلی زود چشمم به فیتزروی داک (Fitzroy Dock) خورد که محکومان طی یک دهه کار شاق و فرو رفتن تا کمر در آب ساخته بودند. ساختمان های مجاور از جنس ماسه سنگ هایی ساخته شده اند که اولین اروپایی ها استخراج کرده بودند. همین جا بود که ۵۵۰ نفر در فضایی به اندازه ۳۰۰ نفر جا داده شدند. شرایطشان وخیم بود. آبی برای شستشو نبود و تهویه ای در کار نبود. تعجبی ندارد که شورش شد و طی آن زندان بان ها از داخل نگهبانی (که حالا محفظه ای بدون سقف است) به روی زندانیان آتش گشودند. هر کدام از سردسته های شورشیان را یک ماه در یکی از سلول های زیر زمینی-معروف به «گور برای زندگان»- حبس کردند که فقط موش ها همدمشان بودند. فکر کردن به آن هم انسان را شوکه می کند و بعد از آن به سیلوهای شش متری غلات رسیدیم که فقط با دست می کندند. می گویند اگر زندانی دست کم نصف سهم خود را نمی کند، او را از داخل حفره بیرون نمی آوردند.
خانه بیلولا (Biloela House) اخرین توفق گاه در مسیر است و بعد پله ها را پایین می رویم تا به سطح زمین برگردیم. این محل را بر بالاترین نقطه جزیره بنا کرده بودند تا رئیس زندان و خانواده اش بر روی این مکان وسیع سایه دار بنشینند و قایق ها را تماشا کنند یا به صدای مرغان دریایی گوش دهند. با دیدن شرایط جزیره که این قدر اسفناک بود و سیدنی که آن همه وسوسه انگیز نزدیک بود، قطعا بسیاری به فرار فکر می کردند اما تعداد کمی آن را امتحان کردند. بسیاری از زندانی ها شنا بلد نبودند و آن ها که می توانستند می دانند آب پر از کوسه است و گشتی ها دائم در آب می گردند.
اما معروف ترین فراری، فردریک وارد بود که اسم دیگرش کاپیتان تاندربولت (Captain Thunderbolt یه معنی رعد و برق) جنگل نشین بود. او به خاطر دزدیدن اسب به مدت هفت سال این جا زندانی بود. او در سال ۱۸۶۳ با موفقیت خود را به ساحل رساند. ابتدا همسر نیمه بومی اش به نام مری باگ، تا جزیره شنا کرد و وسایل لازم برایش را آورد و بعد او راهی شد. مری در آن سوی ساحل منتظرش ماند و همراهان سفیدپوست معتمدش اطرافش بودند. این دو در نهایت آزادانه گریختند. قانون تا سال ۱۸۷۰ موفق به دستگیری کاپیتان تاندربولت نشد اما در آن سال زیر اولورو در نیو ساوث ولز او را به ضرب گلوله از پای درآوردند. البته حالا دیگر لازم نیست منتظر بمانید تا یک شب غیر مهتابی و مه آلود ببینید. هر ۳۰ دقیقه یک قایق از آن جا حرکت می کند. این زمان کافی است تا قهوه ای بخری، از بندر لذت ببری و خوشحال باشی که زمانه عوض شده است.
دسته بندی :استرالیا