تغییر برند ایران آنکارا به نیلگام

تماشای نهنگ ها در پارک ملی بودری (Booderee)

۲ خرداد ۱۳۹۶

بر فراز سکوی مشاهده فانوس دماغه سنت جورج در پارک ملی بودری، دوربین ارزان قیمت و نونوارم را به سینه چسباندم و به دریای آبی خیره شدم.
پارک در ساحل نیوساوث ولز در فاصله کمتر از سه ساعتی جنوب سیدنی قرار دارد و جامعه بومی خلیج رک (Wreck Bay Aboriginal Community) و مسوولان پارک ملی استرالیا به آن راه دارند. این مکان محوطه ای را پوشش داده که به «خلیج فراوانی» معروف است و تنها باغ گیاه شناسی با اداره بومیان در آن قرار دارد و بیش از ۸۰۰ هکتار پارک دریایی و ساحل ماسه ای سفید دارد.
صخره های دست نخورده پارک بین سپتامبر تا نوامبر یکی از بهترین مکان ها در ساحل جنوبی برای دیدن نهنگ های مهاجر است؛ نهنگ های گوژپشت و جنوبی کنار نوزادان خود از ساحل کوئینزلند دور و راهی سفر می شوند.
من تقریبا به انتهای پنجره تماشای نهنگ ها رسیده ام-بین ۱۱ ظهر و اوایل عصر-به این امید که دست کم چندتایی دلفین ببینم. روز گرم و بادی است و اقیانوس آبی تیره پر از موج های سفید است. مرغان بالای سر هستند و علف ها با صدای اقیانوس حرکت می کنند.
کنارم مردی دوربین به دست مترصد ایستاده است. دوربین لنزدارش از گردنش آویزان است و به من می گوید: «دو سه ساعت گذشته حدود ۲۰ نهنگ رد شده اند. چند تایی دلفین هم بود.» چشمانم را تنگ می کنم به این امید که من هم دور دست را ببینم اما فقط یک قایق می بینم که وسط اقیانوس کف آلود است.
با دلخوری به سمت فانوس می چرخم. ساخت آن به ۱۸۶۰ برای هدایت ناوبری در نتیجه شکسته شدن چند کشتی نزدیک دماغه سنت جرج در قرن نوزده برمی گردد. اما محل مناسبی برای نوردهی نبود. کشتی هایی که از شمال می آمدند نمی توانستند آن را ببینند و کشتی هایی که از جنوب می آمدند به سخت فانوس را می دیدند. اما با وجود شکست فانوس در نجات کشتی ها، چهل سال طول کشید تا جایی بهتر برایش در نظر بگیرند.
امروزه اسکلت ساختمان فانوس دست نخورده مانده است؛ بلوکه های ماسه سنگ بزرگ و ضخیم که جلوی باد و طوفان ایستادگی کرده اند. از برج اما چیز زیادی باقی نمانده به جز پایه اش؛ فقط خرابه ای رو به دریا مانده و دورتادورش علف و درخت است.
در انتهای سفرم، نگاهی طولانی به موج ها انداختم. سعی کردم احساس ناامیدی نکنم. هر چه باشد قرار بود زودتر این جا برسم.
با فرا رسیدن غروب، مجبور بودم به راه بیفتم. آخرین نگاهم را به آب ها انداختم و دنبال چیزی گشتم که شبیه یک نهنگ به نظر بیاید اما آن پایین خانواده ای را در ساحل دیدم و گروهی دوچرخه سوار که ایستاده بودند تا نفسی تازه کنند.
ناگهان رویم را برگرداندم. از گوشه چشمم چیزی دیدم؛ نقطه ای خاکستری، پشتی خمیده و بعد یک دم. خودش بود: سه دلفین پوزه دار نزدیک ساحل بودند و داشتند از غذایی که مد با خودش به ساحل می آورد بهره می بردند. ایستادم؛ همانطور که راهشان را ادامه دادند و در آب ها می خرامیدند لبخند می زدم. بعد آن قدر دور شدند که دیگر نمی شد ببینی شان.
حالا آماده رفتن بودم.
دسته بندی :استرالیا